ايرج افشار
28
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
دست آورده راه لرستان را پيش گرفت و چند منزل كه به رسم استعجال طى مسافت نمود از بيم جان شاهزاده را در بين راه گذاشته و خود را به لباس مجهول ملبس ساخته سرگردان صحراى ضلالت و تيه غوايت گرديد و نمىدانست كه به كجا مىرود . آخر الامر در خدمت شاهزاده به دست فرخ بيك گرفتار گرديده به خدمت نواب سليمان شأن آوردند . چنانچه حقيقت مآل حال ايشان بعد از اين خواهد آمد . . . . « 1 » در سنهء 949 - جنگ همايون پادشاه با شير خان افغان و شكست خوردن آن پادشاه عظيم القدر و پناه آوردن او بدين آستان . در مؤلفات ارباب سير مسطور است كه در وقتى كه روى توجه به جانب ايران آورد رقعهاى به خط خود به خدمت شاه ايران نوشت و حضرت شاه نيز در جواب رقعه به خط شريف قلمى فرموده بعد از اظهار مسرت و استبشار و مهربانيهاى يارانه و دوستانه اين بيت را در آن مكاتبه نگاشتهء كلك محبت و مودت گردانيده بودند . هماى اوج سعادت به دام ما افتد * اگر ترا گذرى بر مقام ما افتد و فرمان هميون در باب ميزبانى و خدمات آن حضرت به نوعى كه صورت آن در كتاب « قصص الخاقانى » من مؤلفات ولى قلى بيك شاملو مسطور است به اسم محمد خان شرف الدين اغلى تكلّو لله كه در آنوقت حاكم هرات بود شرف نفاذ يافت و چون آن حضرت با چندى از جانسپاران حقيقت گزين كه دست اميد در فتراك وفادارى زده مرافقت آن حضرت را سرمايهء سعادت مىدانستند به دار السلطنهء هرات رسيد محمد خان حسب الفرمان كمر خدمتگارى بر ميان جان بسته به لوازم ميزبانى كوشيدن گرفت . و در روزى كه در مسير خيابان هرات جشن عالى ملوكانه و مجلس شاهانه آراسته اكثر ندما و ارباب طرب خراسان در آن انجمن عشرتسرا حاضر گشته به نغمات دلآويز و لطايف و ظرايف شورانگيز غمزداى خاطر انور بودند [ 16 الف ] حافظ صابر قاق كه در گويندگى نادرهء خراسان و عراق بلكه يگانهء آفاق بود در مقام سه گاه اين غزل ميرشاهى را كه مناسب وقت بود به تأثير تمام خواند . مبارك منزلى كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد
--> ( 1 ) . يك سطر و نيم سفيد مانده است ظاهرا براى عنواننويسى .